كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
866
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و اميرزاده ابا بكر و اميرزاده خليل سلطان و باقى فرزندان و امراى بزرگ شيخ نور الدين و شاه ملك و برندق و ديگر امراى تومانات پيرامون قلعه به ترتيبى مقرر فرود آمده سرهاى كاربخش كردند و به نقب زدن و منجنيق ساختن مشغول شده از سنگ و چوب و غيره حصارى گرد خندق برآوردند و سه ملجاور ساختند كه بر قلعه مشرف بود و آب خندق را نقب زده بيرون بردند و خركها پيش برده نقبچيان و چاخويان به جدّى تمام كار مىكردند و از قلعه هرچند نفط و سنگ و تير چرخ و ناوك مىآمد بهادران نامدار سپرها در سر كشيده پيش مىرفتند و منجنيقها در كار آورده به سنگهاى گران خلقى هلاك و عمارتى خراب مىساختند و آن خيرهرويان آهن سرد كوفته پشّهوار با باد صرصر در برابر مىآمدند و با تيغ و خنجر به طپانچه دستبرد مىنمودند . در اين اثنا ، حضرت صاحبقران فرمود كه هميشه مىشنيدم كه معاويه و يزيد كه حكام اين ولايت بودهاند با اهل بيت مصطفى « 1 » ( ع ) محاربه كرده به قتل و اسر رسانيدهاند و اهل شام موافق ظالمان بودهاند . مرا عجب مىآمد كه طايفهاى از امّت بهترين پيغمبران كه به نور هدايت او از ظلمت ضلالت رهيده باشند چگونه با خاندان او چنين بىادبيها كنند . اكنون آن نقل به تحقيق پيوست . چه درين شهر جهت هوا و هوس چندين عمارات عالى و قصرهاى دلگشا و گورخانههاى به تكلّف ساختهاند و حرمهاى مبارك رسول « 2 » ( ع ) كه اينجا آسودهاند هيچ مردى را درين هشتصد سال همت آن نبوده كه بر سر خوابگاه ايشان چهار ديوارى سازد تا به قبّه و عمارت ديگر چه رسد . حضرت عزّت چگونه برين قوم بلا نفرستد و فرمود كه دو گنبد عالى از سنگ سفيد بر سر آن دو مزار بزرگوار ساختند و اتمام آن به عهدهء اهتمام اميرزاده ابا بكر و اميرزاده خليل سلطان و امرا شيخ نور الدين و على سلطان و
--> ( 1 ) . ف : مصطفا . ( 2 ) . ك : رسول صلى اللّه عليه .